ملكول پیشگیری از بیماری مواد غذایی رژیم غذایی

ملكول: پیشگیری از بیماری مواد غذایی رژیم غذایی گرفتگی بینی نوشیدنی پیشگیری محصول سلامت

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

این فروغ فرخزاد بود که در گفت و گوی مشهورش با ایرج گرگین گفت: «اگر بخواهیم در مورد علاقه صحبت کنیم، جهت مثال پرسوناژ مجنون که هر لحظه سمبل پایداری و استقامت در

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

«اسرافیل»؛ فیلمی خانمانه راجع به عشق

عبارات مهم : زندگی

این فروغ فرخزاد بود که در گفت و گوی مشهورش با ایرج گرگین گفت: «اگر بخواهیم در مورد علاقه صحبت کنیم، جهت مثال پرسوناژ مجنون که هر لحظه سمبل پایداری و استقامت در علاقه بوده، از نظر من که راجع به علاقه یک جور دیگر فکر می کنم، واقعا پرسوناژ مسخره ای است.

به گزارش روزنامه سازندگی، این فروغ فرخزاد بود که در گفت و گوی مشهورش با ایرج گرگین گفت: «اگر بخواهیم در مورد علاقه صحبت کنیم، جهت مثال پرسوناژ مجنون که هر لحظه سمبل پایداری و استقامت در علاقه بوده، از نظر من که راجع به علاقه یک جور دیگر فکر می کنم، واقعا پرسوناژ مسخره ای هست. هنگامی که که علم روانشناسی آن را جهت من خرد و تجزیه و تحلیل می کند، به من نشان می دهد که مجنون عاشق نبوده و یک بیمار بوده و دوست داشته خودش را آزار دهد.»

فروغ، تصویر متفاوتی از علاقه را پیش روی ما قرار می داد و از آن عاشق و معشوق ادبی و کهنه تاریخی به عشقی زمینی تر میل می کرد. حالا سال های سال از آن روزی که فروغ این جملات را گفته گذشته هست. ولی جدال سر عشق، سر نگاه کردن به عشق، هنوز پابرجاست. عشقی که به آخر می رسد و یک جور آخر خودش دارد از داستان های ما و فیلم هایمان غایب هست؛ هرچه است دوری و فراق از یار است و حسرت دیدار؛ همان نگاهی که از دل ادبیات کهن ایرانی بیرون آمده، علاقه و عاشقی محتوم و تراژیک که هیچ چشم اندازی جز نابودی هر دو طرف ندارد.

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

آیدا پناهنده

در سینما وضع از این هم بدتر هست؛ دور و برمان را که نگاه کنیم فقط فیلم هایی می بینیم که عشق، اتفاق ناگواری هست. سینمای ما هیچ توجه به کمدی رمانتیک ها ندارد، هیچ عشقی را با آخر خوب و خوش نمی پسندد و ترجیح می دهد ظالم و مظلومی در داستان بسازد و تماشاگر را در زجر و زحمت شریک کندو. اصلا انگار لذت تماشای فیلم باعشق سهیم شدن در رنجی است که هیچ وقت تمام نمی شود. ولی همین نوع فیلم ها هم مدت هاست که در سینمای ما حضور ندارند. عجیب نیست که فیلم باعشق نداریم و بیش از هر چیز به خشونت، تباهی و زجر چنگ زده ایم؟

فیلم های عاشقانه، هرچه باشند راجع به مکالمه عاطفی دو انسان اند و هنگامی که خبری از این نوع فیلم ها نیست نباید احساس خطر کنیم؟ این روزها که همه از هم عصبانی اند فیلمی اکران شده است که کمی از علاقه و عاطفه بگوید: «اسرافیل» ساخته آیدا پناهنده یک فیلم باعشق هست، ولی این عشق، با وجود ناکامی اش، پیچیده تر از آن چیزی است که از دل کتاب های ادبی ما و از شعرهای شعرا بیرون آمده باشد. پیچیدگی که گرچه به سنت وصل است ولی نشانه ای از دوره مدرن هم دارد. یک جور سردرگمی، گیجی و ناکامی در تمنا و خواست. «اسرافیل» فیلمی است که به یک داستان باعشق از سه زاویه دید نگاه می کند.

عشق زنانه/ علاقه مردانه
فکر کنید چه فیلم هایی را از کارگردان های زن ایرانی دیده ایم؛ دسته اول فیلم هایی هستند که زن ها را در مواجهه با معضلات اجتماعی قرار می دهند، زنانی که از بخت بد باید با مصائب متفاوت دست و پنجه نرم کنند و معمولا هم از قالب مادر/ معشوق بیرون بیایند. نمونه روشن این فیلم ها آثار رخشان بین اعتماد هستند که داستان بیش از هر چیز بر محور زن/ مادرهای گرفتار هست. دسته دوم فیلم هایی است که به پرسشها حقوقی زنان اشاره می کنند؛ همان فیلم هایی که معمولا به پرسشها حضانت، حقوق برابر و… می پردازند و خب، مشهورترین آنها فیلم های تهمینه میلانی است.

این فیلم ها، مثل دسته اول کارکردی اجتماعی و اصلاح گرایانه دارند، فیلم هایی اند مناسب شرایط روز ما، که جهت اصلاح ساخته شده است اند. ولی دسته آخر از بُعد اخلاقی و آموزشی به دنیا می نگرند، فیلم هایی هستند که کارگردان نگاه دلواپس زنانه/ مادرانه به پرسشها دارد و وجه آموزشی ارزش از طرح عنوان تا ارائه راه حل گسترده هست. پوران درخشنده سردم دار این گروه است و تمام و کمال خودش را به این فیلم ها وابسته می داند. به این ترتیب تقریبا فیلم سازی را به یاد دارید که از عشق، علاقه زمینی بگوید؟ بله، سال های دور، هنگامی که رخشان بین اعتماد جوان بود فیلم شگفت انگیزی به نام «نرگس» ساخت که علاقه در آن حرف مهم بود.

فیلم نرگس

اما حالا سال هاست که از آن وقت گذشته. کارگردانی مثل نرگس آبیار هم وجه مادرانه را به وجه باعشق زن ترجیح می دهد و بین کارگردان های زن کمتر کسی است که دغدغه علاقه داشته باشد. شاید چون علاقه موضوعی پرابهام هست، شاید چون جامعه خیلی دلش نمی خواهد یک زن از علاقه بگوید. هرچه است زن های فیلمساز از علاقه دور شده است اند و این تعدادی از کارگردان های مرد هستند که به علاقه می پردازند. علاقه از نگاه زن تفاوت دارد با آنچه که مرد می بیند:

فیلم باعشق «در دنیای تو ساعت چند است؟» با همه مهری که به مخاطبش انتقال یافته می کند ظرافت های خانمانه ندارد. تازه فیلم صفی یزدانیان از گرم ترین و عالی ترین باعشق هاست وگرنه هنوز خیلی ها شیوه کهن پرداختن به علاقه را ترجیح می دهند و دورماندن عاشق و معشوق از یکدیگر را زیاد می پسندند. این وسط ولی کارگردان جوانی است که با دو فیلم بلندش سراغ این مضمون آمده: آیدا پناهنده. او زن هایش را بر سر دوراهی قرار می دهد: زن/ مادر یا زن/ همسر/ معشوق. هر انتخابی تاوان دارد و این تاوان چنان سهمگین است که کل درام را تحت تاثیر قرار می دهد.

داستان نخستین فیلم پناهنده «ناهید» راجع به زنی بود که علاوه بر مادر بودن، دوباره عاشق شده است بود. پناهنده این دوگانگی را در دومین فیلمش هم تکرار کرده: ماهی هم بعد از گذشت سال ها که مادر شده، دوباره پای علاقه قدیمی اش به میان آمده. «اسرافیل» داستان یک علاقه قدیمی را روایت می کند و یک باعشق خانمانه محسوب می شود. ماهی پسرش را از دست داده و مردی که سال ها قبل عاشقش بوده، به کشور عزیزمان ایران بازگشته هست. در هر دو فیلم پناهنده، عشقی از دست رفته را می بینیم که به طریقی احیا می شود. فیلم های او تلاش می کنند تصویر زن را با تمام مشکلاتی که دارد، محکم و استوار نشان دهند.

ماهی با وجود غمی که دارد و علاقه قدیمی اش که با دیدن بهروز دوباره در دلش بیدار شده، ذره ای از واکنش‌ها یک زن شکست خورده را نشان نمی دهد. پناهنده در گفت و گویی راجع به تاثیر خودش در فیلم هایش گفته است: «کاراکترهای فیلم هایم بسیار زیاد از من تاثیر پذیرفته اند. زمانی که می خواهم فیلمنامه فیلم هایم را به نگار درآورم، بخشی از خودم را هم می نویسم. این را هم بگویم که فقط خودم در فیلم هایم حضور ندارم، تمام کسانی که می شناسم هم در فیلم های من دیده می شوند. ماهی (هدیه تهرانی) به تدریج نبردی را با خانواده اش، فضایی که در آن زندگی می کند و از همه مهم تر، با خودش شروع می کند.

این فروغ فرخزاد بود که در گفت و گوی مشهورش با ایرج گرگین گفت: «اگر بخواهیم در مورد علاقه صحبت کنیم، جهت مثال پرسوناژ مجنون که هر لحظه سمبل پایداری و استقامت در

ماهی وسوسه می شود مردی را که در جوانی دوست داشته ملاقات کند و در نهایت بر تردیدش غلبه می کند ولی نمی داند که دیگر دیر شده است و در زندگی آن مرد، دختر جوانی است و جایی جهت او نیست. سارا (هدی زین العابدین) هم به شکل دیگری جهت عوض کردن مبارزه می کند. سارا فرار نمی کند؛ ظاهرا چاره ای جز رفتن و مهاجرت ندارد. مهاجرت هر لحظه به معنای انفعال نیست. گهی رفتن و نماندن، بزرگ ترین نبرد یک انسان هست؛ هنگامی که دیگر چاره ای نیست.» پناهنده جهت دومین فیلمش تصمیم گرفته با یک تهیه کننده زن همکاری کند و شاید این عنوان هم از نگاه خانمانه اش نشأت می گیرد.

مستانه مهاجر را که زیاد به عنوان تدوینگر در فیلم های سینمایی می شناسیم، در فیلم «اسرافیل» جهت نخستین بار تهیه کنندگی را تجربه کرده هست. البته او پیش از این در فیلم «هلن» به کارگردانی علی اکبر ثقفی به عنوان یکی از سرمایه گذاران حضور داشته ولی «اسرافیل» حضور جدی او در این عرصه به حساب می آید. مهاجر در همین رابطه در گفت و گویی مطرح کرده است: «با اینکه «اسرافیل» فیلم خیلی سنگینی بود ولی خودم آن را دوست دارم و فکر می کنم عالی ترین نتیجه را با کمک همه عوامل گرفتم. مشکل ای که در این مسیر جهت من وجود داشت، همان مشکل های کار بود و شرایط و مسائلی پیش نیامد که بگویم چون زن هستم با این اتفاق ها رو به رو شده است ام.»

گذشته و امروز
آیدا پناهنده پیش از اینکه فیلم «ناهید» را کارگردانی کند، نویسندگی و تهیه کنندگی چندین فیلم کوتاه داستانی، مستند و تله فیلم در کارنامه اش داشته هست. او فیلم «ناهید» را در سال 93 کارگردانی کرد که نویسندگی اش را همراه با ارسلان امیری برعهده داشت. نخستین نمایش «ناهید» در بخش نوعی نگاه شصت و هشتمین جشنواره فیلم کن بود که جایزه آینده درخشان را دریافت کرد. فیلم های کوتاه پناهنده به اسم «روشنایی های شهر»، «تاج خروس»، «گلدان های زمستانی» و «چراغ خورشیدی» که

در فاصله سال های 1385 تا 1390 ساخته و موفق به کسب جوایز مختلفی از جشنواره های داخلی و بین المللی شده است اند، از دی ماه در گروه «هنر و تجربه» به نمایش درآمده اند. نخستین فیلم آیدا پناهنده «ناهید» در جشنواره های بین المللی زیادی حضور پیدا کرد و توانست مورد توجه قرار بگیرد و موفقیت های جدیدی را تجربه کند. این فیلم برنده جایزه عالی ترین فیلم انجمن منتقدان سینمای فرانسه- جشنواره بین المللی فیلم های مستقل بوردو 2015 شد و همچنین جایزه فیلم پردازی دوربین کوچک طلایی جشنواره فیلم برادران ماناکی 2015 را به دست آورد.

فیلم ناهید

«ناهید» همچنین برنده جایزه راجر ایبرت- جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو 2015- شد و در جشنواره براتیسلاوا توانست در دو بخش عالی ترین بازیگر مرد (نوید محمدزاده) و عالی ترین کارگردانی جایزه دریافت کند. فیلم «اسرافیل» هم مدتی قبل در بخش مسابقه جشنواره گوتنبرگ سوئد حضور داشت. «اسرافیل» در سومین جشنواره فیلم های ایرانی کانادا شرکت کرد که در نهایت، جایزه عالی ترین فیلم جشنواره به مستانه مهاجر رسید و جایزه عالی ترین دستاورد فنی جهت تدوین را نیز هایده صفی یاری دریافت کرد. اواسط پاییز هم این فیلم جهت حضور در جشنواره فیلم های آسیایی هنگ کنگ گزینش شد.

شخصیت ها و نام ها
دومین فیلم آیدا پناهنده نسبت به فیلم قبلی این کارگردانی، بازیگران بیشتری دارد. هدیه تهرانی، پژمان بازغی، مریلا زارعی، هدی زین العابدین، سهیلا رضوی و علی عمرانی بازیگران فیلم «اسرافیل» هستند. تهرانی در فیلم تازه پناهنده شمایل گذشته اش در فیلم های سینمایی که روزگاری ستاره سینما به حساب می آمد را دوباره، به نمایش گذاشته هست. ماهی شخصیتی آرام، درون گرا و با غمی جبران ناپذیر دارد. او پسرش را از دست داده و همزمان علاقه قدیمی اش هم برگشته است.

تهرانی در «اسرافیل» نقش معاون مدرسه را بازی می کند که در زندگی کاری اش هم دچار بدشانسی می شود و به علت تنبیه یکی از دانش آموزان، سمت خود را از دست می دهد. تهرانی با بازی در این فیلم نامزد گروه تحریریه سایت بلورین عالی ترین بازیگر نقش اول زن از سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. پناهنده در مورد حضور تهرانی در این فیلم گفته است:

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

«از زمانی که مشغول نوشتن فیلمنامه «اسرافیل» بودیم، هدیه تهرانی حضور داشت. تهرانی یک کاریزمایی دارد که من از نوجوانی دوست داشتم و ستایشش می کردم، یک زن قدرتمند بود که کافی بود در کلوزآپ ها حرف هم نزند. جهت نقش ماهی هیچ گزینش بازیگری نداشت. او زمانی که فیلمنامه را خواند، برایم عجیب بود که نه با لهجه مشکلی داشت، نه با لباس هایش و نه با اینکه هیچ گریمی نداشت. تهرانی جهت حضور در فیلم «اسرافیل» درگیر قصه بود و می گفت این یک فیلم انسانی است و من دوست دارم راجع به این پرسشها صحبت شود.»

یکی دیگر از نقش های متفاوت فیلم «اسرافیل» مریلا زارعی است که از لحاظ روانی تعادل ندارند و از آن نقش هایی محسوب می شود که کمتر در کارنامه کاری او به چشم می خورد. مادی که همراه با دختر و پسرش زندگی می کند و واکنش‌ها متعارفی ندارد و به مواظبت نیاز دارد. هدی زین العابدین هم در این فیلم نقش دختری را ایفا می کند که دوست دارد با عوض کردن شیوه زندگی اش، به آرزوهایی که در سر پرورانده، دست پیدا کند. دختری که آینده مادر و برادرش خیلی برایش اهمیت ندارد و فقط به آینده خودش فکر می کند.

ویژگی فیلم های پناهنده

این فروغ فرخزاد بود که در گفت و گوی مشهورش با ایرج گرگین گفت: «اگر بخواهیم در مورد علاقه صحبت کنیم، جهت مثال پرسوناژ مجنون که هر لحظه سمبل پایداری و استقامت در

شهرهای کوچک
پناهنده معمولا جهت روایت قصه فیلم هایش شهرهای کوچک را گزینش می کند. این کوچک بودن دنیا فیلم را کوچک می کند و کمک می کند تا دنیای آن واقعی شود. چطور؟ به عنوان نمونه اینکه علاقه ماهی و بهروز که در سال های دور دهان به دهان در میان مردم شهر چرخیده، دیدار آنها را به یک خبر تازه و مهم بدل می کند. از طرف دیگر حالا که بهروز بعد مدت ها به کشور عزیزمان ایران برگشته مدام در برابر ماهی قرار می گیرد و هیچکدام نمی توانند از یکدیگر فرار کنند. چرا؟ چون جغرافیای کوچکی گزینش شده است و هر دو ناگزیر از دیدن هم اند.

روایت فیلم
«اسرافیل» یک داستان دارد ولی این داستان سه تکه مجزا با شخصیت های مرتبط به هم دارد. فیلم راوی داستان زندگی سه نفر هست. فیلم با اتفاقی ناگوار جهت ماهی شروع می شود و بعد در ادامه به زندگی سارا می پردازد و در گزینش هم نوبت به بهروز می رسد. این فیلم سه داستان مرتبط را به صورتی که هرکدام نسبتی با دیگری برقرار می کنند، نشان می دهد. تکه اول «اسرافیل» پر از مکث هست. این مکث و کندی و تعلل کمک می کند تا ما با موقعیت ماهی و خلایی که او حس می کند رو به رو شویم. با سکوتی که انگار سراسر زندگی اش را گرفته است.

بازی ها
تهرانی در فیلم «اسرافیل» کم دیالوگ است و گوش هایی تیز جهت شنیدن دیالوگ هایش مورد نیاز هست. او زیاد با نگاهش حرف می زند، ته لهجه شمالی دارد و طرفدارانش را زیاد به یاد فیلم های قدیمی اش می اندازد. مریلا زارعی هم با گریمی متفاوت در «اسرافیل» ظاهر شده است هست. زنی که هوش و حواس درستی ندارد و متوجه نیست در اطرافش چه می گذرد و درک درستی از اوضاع فعلی خود ندارد.

لوکیشن فیلم
پناهنده علاوه بر فیلم «ناهید»، در «اسرافیل» هم لوکیشن فیلم برداری را شهر شمال گزینش کرده هست. لوکیشن فیلم «ناهید» به طور کامل در شمال بود ولی در فیلم «اسرافیل» بخشی از داستان در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم اتفاق می افتد. با دیدن «اسرافیل» به تماشای قاب های چشم نواز و سرسبز از شمال می نشینیم. پناهنده راجع به گزینش شمال به عنوان لوکیشن فیلم هایش در گفت و گویی دلیلش را شخصی می داند و می گوید: «امیدوارم در فیلم بعدی ام از این فضا فاصله بگیرم.»

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

واژه های کلیدی: زندگی | تهرانی | داستان | داستان | جشنواره | هدیه تهرانی | جشنواره فیلم | جشنواره بین المللی فیلم

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

فیلمی خانمانه درباره‌ علاقه , «اسرافیل»

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz